حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2224

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بعض ولايات شمالى يونانى و باخترى را در آن طرف جيحون در تصرّف خود داشتند ( سترابون ، كتاب 11 ، فصل 8 ، بند 2 ) . اين بود احوال باختر در زمان اوكراتيد ، كه بقول ژوستن ( كتاب 41 ، بند 6 ) معاصر مهرداد اوّل پارت بود و حتّى هر دو موافق نوشته مورّخ مزبور در يكوقت بتخت باختر و پارت نشسته بودند . كليّة راجع بباختر بايد گفت ، موافق آنچه ، كه از وقايع اين دولت برميآيد ، اينجا از ابتداء مركزيّتى ، چنان كه در پارت وجود داشت ، ديده نميشود و از سكّه‌هاى باخترى معلوم است ، كه شاهزادگانى نيز حكومت ميكردند و سكّه بنام خود ميزدند ، مثلا در زمان ديودوت دوّم اسم دو پادشاه ديگر را مىيابيم ، يكى آن‌تىماخوس « 1 » است و ديگرى آگاتوكل « 2 » . اينها در ابتداء دست‌نشانده ، ولى بعد مستقل بوده‌اند . چنين بود احوال باختر در زمان مهرداد اوّل . اكنون بايد ديد ، كه اين شاه چگونه از اوضاع همسايگان خود ، يعنى دولت سلوكى و يونانى و باخترى استفاده كرده . حمله بباختر از شرحيكه راجع باحوال دولت سلوكى و باختر گفته شد معلوم است ، كه در سلطنت مهرداد اوّل موقع براى توسعهء پارت از طرف مغرب و مشرق مناسب بود . مهرداد ، چنان كه وقايع مينمايد ، از اين موقع استفاده كرد و بدوا توجّه خود را به طرف باختر معطوف داشت . جهت اينكه او از سلف خود ، كه حواس خود را به طرف صفحات مردها و رى متوجه داشته بود ، پيروى نكرد و نظر خود را بمشرق افكند ، بايد از اين‌جا باشد ، كه او چون نقشه‌هاى پرعرض و طول در طرف مغرب داشته ، خواسته است اوّل از پشت‌سر خود مطمئن باشد . بهرحال محقّق است در زمانى ، كه اوكراتيد مشغول تسخير پنجاب هند بود و بدست پسرش نابود ميشد ، مهرداد بباختر تاخته اين مملكت را بپارت ضميمه كرد . سترابون گويد ، كه دو ايالت را ضميمه كرد . اوّلى را نويسنده مزبور توريئوآ « 3 » و دوّمى را آس‌پيونوس « 4 » مينامد ( كتاب 11 ، فصل 11 ، بند 2 ) ، ولى

--> ( 1 ) - Antimachus . ( 2 ) - Agathocles . ( 3 ) - Turiua . ( 4 ) - Aspionus .